بحث آزاد 2
ورو د دوستان احلام آل منیع و رها شفیعی پور رو خوش آمد میگم.![]()
مطالب دوستان : داود خوشدل/ قطار اکسپرس
من و یکی از بچه ها شنبه همین هفته میخواستیم از حصارک بیاییم تهران وارد مترو گلشهر که شدیم شنیدیم که آقایی مطلبی را مدام پیج میکند اما اون مطلب
مسافرین گرامی ضمن خیر مقدم قطاری که هم اکنون به سمت تهران حرکت میکند از نوع اکسپرس !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بوده وفقط در ایستگاه کرج توقف دارد
بابا اکسسسسسسسسسسسسسپرس
ما رو میگی کلی خوشحال شدیم
گفتیم زودتر میرسیم چون جایی کار واجبی داشتیم آخر وقت هم بود
و اما نتایج حاصله از این قطار اکسپرس
یک-مسیری که با همون قطارهای عاددددددددددددی حداکثر 50دقیقه طول میکشید با قطار اکسپرس از یک ساعت هم تجاوز کرد
دو- در این قطار اکسپرس چیزی به اسم کولر تعریف نشده بود اون هم ساعت 3 بعداز ظهر شدت گرما بقدری بود که یک خانمی
حالش بد شد(این هم به خاطر حمایت از خانم ها)
ما بطری آب خود را در اون گرممممممممممممممممما به عنوان یک کار انسان دوستانه به اون خانم دادیم (در ضمن آب دست نخورده و به شدت خنک بود خب ما اینیم دیگه)

سه-در این قطار اکسپرس چراغ های واگن ها نوری از خود گسیل نمی کردند 
چهار-در این قطار اکسپرس برای خروج باید از قدرت بازوها و همچنین مشت و لگد ببخشید لقد برای باز کردن درها استفاده میشد چون درها خود به خود باز نمیشد
پنج- این قطار اکسپرس باعث شد که ما به کارمون در تهران نرسیدیم
این بود شرح یک قطار اکسپرس در تهران
دیگه نتیجه گیری باخودتون
لطفا برداشت سیاسی نکنید که مدیر وبلاگ شدیدا گیر میده
امیدوارم هیچ وقت گیر همچین اکسسسسسسسسسسسسسسسسسسسپرس هایی نیفتید
در پناه حق باشید
تسلیت
از طریق آقای طراق با خبر شدیم که شوهر خواهر آقای مرندی فوت کرده اند.از همین جا به ایشون و خواهرشون تسلیت می گم.
امیدوارم خدا به ایشون وخانوادشون صبر عنایت کنه. روحش شاد.![]()
فیزیک کوانتوم در اندیشه های مولانا
پروفسور محسن فرشاد (پدر متافیزیک علمی ایران)
هنگامی كه انسان در اشعار نغز و ژرف و شگفت آور مثنوی معنوی و ديوان كبير شمس غور مي كند، خود را در اقيانوس عميقی از احساس، عرفان، فلسفه، دانش طبيعي، اشراق و دل آگاهی و جذبه و سرور سرمدی مي يابد. هرچه در اين دريای ژرف پایين تر برويم و از روی عشق و علم و آگاهی آنرا بكاويم، مرواريدها و در و گوهر هاي بيشتری به دست می آوريم. عاشقان ادب، فلسفه و فرهنگ سرزمين ما نيک می دانند كه مولانا فقيه عاليقدر و مدرس فقه و اصول و كلام و فلسفه و ادب و لغت و تفسير بود.
به قول شمس تبريزی، او صراف معنی بود. اما با ديدن شمس تبريزی و مصاحبه با او چه اتفاقی افتاد كه ناگهان اين چنين متحول شد، كه از سجاده نشين با وقار بودن، بازيچه دست كودكان كوچه و بازار گشت. خود می فرمايد:
زاهد بودم ، ترانه گويم كردی
میخواره و مست و باده خويم كردی
سجاده نشين باوقاری بودم
بازيچه كودكان كويم كردی
شمس چه تاثيری بر مولانا گذاشته و او چه راز سر به مهری را بر وی گشوده است ، كه فقيه بزرگ شهر اين چنين واله و شيدا ، و حيران و سرگردان بر سر هر كوی و برزن می رقصد و سماع می كند ، و سر از پای نمی شناسد؟ اين وجد و سرور و اين تحول ناگهاني انسان و رسيدنش به خورشيد نتيجه چه حالت روانشناختی و روحی است كه چنين مولانا را به آسمان برده است؟ مولانا پس از ملاقات با شمس ناگهان دريچه ای از دل اگاهی و كشف و شهود بر روی او باز شده است كه اساس هر علم حقيقی است.
آلبرت اينشتين ، فيزيكدان بزرگ قرن بيستم ميلادی كشف و شهود را پايه دانش حقيقی انسان مي داند. پژوهشگران غربی از جمله دكتر موريس باک ، پزشک و فيلسوف كانادایی در كتاب آگاهی كيهانی مولانا را صاحب آگاهی كيهانی می داند.
برای خواندن متن کامل به "ادامه مطلب" بروید.
نوشته شده توسط مهدیه
عید مبعث

عید سعید مبعث بر شما مبارک
پیامبر(ص)فرمودند:من مبعوث شدم تا بزرگواری های اخلاقی را کامل کنم.
بحارالانوار-ج۱۶-ص۲۱۰
نویسنده:الناز بکاییان
فالنامه
بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه زیرا که که عرض شعبده با اهل راز کرد
ساقی بیا که شاهد رعنای صوفیان دیگر به جلوه آمد و آغاز ناز کرد
این مطرب از کجاست که ساز عراق ساخت و آهنگ بازگشت به راه حجاز کرد
ای دل بیا که ما به پناه خدا رویم زآنچ آستین کوته و دست دراز کرد
صنعت مکن که هرکه محبت نه راست باخت عشقش به روی دل در معنی فراز کرد
فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد
ای کبک خوش خرام کجا می روی بناز غره مشو که گربه زاهد نماز کرد
حافظ مکن ملامت رندان که در ازل
ما را خدا ز زهد ریا بی نیاز کرد
اگه اشعار زیبایی از بقیه شعرا دارید می تونید در بخش"نظر دهید"بنویسید تا همه بتونن استفاده کنن.
نویسنده:الناز بکاییان
استاد هفته 6
فكر مي كني استاد اين هفته كيه؟
نه عزيزم اشتباه كردي! داشتم كم كم به هوشت ايمان مي آوردم ولي...
استاد اين هفته : استاد محمود بهار است. حتما خاطرات زيادي از ايشون داريد كه شنيدنيه. پس تعريف كن.
دكتر محمود بهار
درس : فيزيك جديد 1 ، فيزيك جديد2 ، آزمايشگاه الكترونيك
خصوصيات ظاهري :هميشه يه روپوش سر كلاس بر تنش بود ، موي سفيد ، چهره ي با مزه و ...
خصوصيات رفتاري: پر حرف ، با مزه ،شيك پوش ، مهربان و دوست داشتني و در كل شخصيتي جذاب
دانشجوی هفته6
خب ديگه حالا كه چند هفته از اجراي برنامه ي انتخاب دوستان و گفتن خاطره از اونها گذشته، حتما امروز جمعه منتظر معرفي نفر بعدي هستيد. ![]()
بيش از اين منتظرتون نمي ذارم. اون فرد كه طبق معمول به طور تصادفي انتخاب شده ، دوست خوبمون خانم زينب عمويي است.
زينب عمويي
ساكن : تهران تاريخ تولدش رو طبق معمول هميشه نمي دونم
خصوصيات رفتاري: يه خانوم به تمام عيار، با محبت ، آروم
، مذهبي ، هنرمند و .... (منتظر توصيفات شما هستم) ![]()
قانون جذب
قانون جذب براي افرادي که مي خواهند در رشته خود بهترين باشند
براي اينکه در رشته ي خود بهترين باشيد، ابتدا بايد نسبت به هدف خود شفافيت داشته باشيد؛ يعني دقيقا بدانيد که چه مي خواهيد و نسبت به کارهايي که انجام مي دهيد آگاهي کامل داشته باشيد. سپس بايد بهترين روش انجام کار را تشخيص دهيد و کار را دنبال کنيد و ببينيد چه کارهايي و چه روشهايي شما را به هدفتان نزديک تر مي کند؟! در کارهاي خود سرعت عمل فراواني داشته باشيد تا بتوانيد بهره وري خود را به صورت چشم گيري افزايش دهيد.
بعد از انجام اين اعمال بايد از طريق قانون جذب وارد عمل شويد. به اين صورت که؛ ابتدا خودتان را در پنج سال آينده در نظر بگيريد و تصور کنيد که شما يکي از بهترين افراد در رشته ي خود هستيد. شما بايد آينده ي ايده آل خود را به تصوير بکشيد و در ذهنتان ايجاد کنيد. خصوصياتي که تصوير ذهني شما داراست را روي کاغذ بياوريد. به طور مداوم و مرتب مجسم کنيد که شما به همان چيزي تبديل شده ايد که تجسم مي کرديد.
تازماني که در واقعيت به آن بدل نشده ايد آن تصوير را در ذهن خود حفظ کنيد.![]()
![]()
با درک قانون جذب تو قادر خواهی شد، تمامی آنچه را نیاز داری بدانی و انجام دهی و داشته باشی و به خود جذب کنی ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
مطالب دوستان/سحر سیف الهی/داستان عجیب و غریب
-ورود دوستان عزیز هادی نجفی و فاطمه اسماعیل زاده رو خوش آمد میگم.
- مطلب زیر از طرف سحر به دستم رسده،حتما اون رو بخونید. داستان بسیار جالبیه.از دستش ندهید!![]()
اتوموبیل مردی که به تنهایی سفر میکرد در نزدیکی صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حرکت کرد و به رئیس صومعه گفت: ماشین من خراب شده. آیا می توانم شب را اینجا بمانم؟ رئیس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت کرد. شب به او شام دادند و حتی ماشین او را ترمیم کردند. شب هنگام وقتی مرد می خواست بخوابد صدای عجیبی شنید. صدای که تا قبل ازآن هرگز نشنیده بود. صبح فردا از راهبان صومعه پرسید که صدای دیشب چه بوده اما آنها به وی گفتند ” ما نمی توانیم این را به بگوییم، چون تو یک راهب نیستی”
مرد با ناامیدی از آنها تشکر کرد و آنجا را ترک کرد.![]()
چند سال بعد ماشین همان مرد باز در مقابل همان صومعه خراب شد.
راهبان صومعه بازهم وی را به صومعه دعوت کردند، از وی پذیرایی کردند و ماشینش را ترمیم نمودند. آن شب بازهم آن صدای مبهوت کننده و عجیب را که چند سال قبل شنیده بود، شنید. صبح فردا پرسید که آن صدا چیست اما راهبان بار گفتند ” ما نمی توانیم این را به تو بگوییم، چون تو یک راهب نیستی”![]()
این بار مرد گفت ” بسیار خوب، بسیارخوب، من حاضرم حتی زنده گی م را برای دانستن آن فدا کنم. اگر تنها راهی که من میتوانم پاسخ این سوال را بدانم این است که راهب باشم، من حاضرم. بگویید چگونه می توانم راهب شوم؟”![]()
راهبان پاسخ دادند:” تو باید به تمام نقاط کرده زمین سفر کنید و به ما بگویی که تعدادی برگ گیاه روی زمین وجود دارد و همین طور باید تعداد دقیق سنگ های روی زمین ار به ما بگویی. وقتی توانستی پاسخ این دو سوال را بدهی تو یک راهب خواهی شد.”
مرد تصمیمش را گرفته بود. اورفت و ۴۵ سال بعد برگشت و دروازه صومعه را زد.
مردگفت:” من به تمام نقاط کره زمین سفرکردم و عمر خودم را وقف کاری که از من خواسته بودید نمودم. تعداد برگ های گیاه دنیا ۳۷۱ ۱۴۵ ۲۳۶ ۲۸۴ ۲۳۲ عدد است و ۲۳۱ ۲۸۲ ۲۱۹ ۹۹۹ ۱۲۹ ۳۸۲ سنگ روی زمین وجود دارد.”
راهبان پاسخ دادند:” تبریک میگوییم، پاسخ تو کاملاً صحیح است. اکنون تو یک راهب هستی ما اکنون میتوانیم منبع آن صدا را به تونشان بدهیم.”![]()
رئیس راهب های صومعه مرد را به سمت یک در چوبی راهنمایی کرد و به مرد گفت:” صدا از پشت آن دروازه بود”
مرد دستگیره در را چرخاند و لی در قفل بود. مرد گفت: ” ممکن است کلید در سنگی را هم به او بدهند. راهب ها کلید را به اودادند و او در را باز کرد.
پشت در چوبی یک در سنگی بود. مرد درخواست کرد تا کلید درسنگی را هم به او بدهند.
راهب ها کلید را به او دادند و در سنگی را هم باز کرد. پشت در سنگی هم در از یاقوت سرخ قرار داشت. او بازهم درخواست کلید کرد. پشت آن در نیز در دیگری از جنس یاقوت کبود قرار داشت.![]()
و همینطور پشت هر دری در دیگر از جنس زمرد سبز، نقره، یاقوت زرد ولعل نفش قرار داشت. در نهایت رئیس راهب ها گفت:” این کلید آخرین در است” . مرد که از در های بی پایان خلاص شده بود قدری تسلی یافت. او قفل را باز کرد. دستگیره را چرخاند و در را باز کرد. وقتی پشت در را دید و متوجه شد که منبع صدای چه بوده است متحیرشد. چیزی که او دید واقعاً شگفت انگیز و باور نکردنی بود.![]()
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اما من نمی توانم بگویم او چه چیزی پشت در دید، چون شما راهب نیستید!![]()
.
.
.
.
.
.
.
.
لطفاً به من فحش ندهید! خودم دارم دنبال اون که اینرو برای من فرستاده میگردم تا حقش را کف دستش بگذارم!!![]()
![]()
![]()
مطالب دوستان :مریم صادقی/نیکی و بدی...
روزی دريک مراسم همسرايی, تصوير کامل مسيح را در چهرة يکی از جوانان همسرا يافت. جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره اش اتودها و طرح هايی برداشت.سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقريباً تمام شده بود ؛ اما داوينچی هنوز برای يهودا مدل مناسبی پيدا نکرده بود.
کاردينال مسئول کليسا کم کم به او فشار می آورد که نقاشی ديواری را زودتر تمام کند. نقاش پس از روزها جست و جو , جوان شکسته و ژنده پوش مستی را در جوی آبی يافت. به زحمت از دستيارانش خواست او را تا کليسا بياورند , چون ديگر فرصتی برای طرح برداشتن از او نداشت. گدا را که درست نمی فهميد چه خبر است به کليسا آوردند, دستياران سرپا نگه اش داشتند و در همان وضع داوينچی از خطوط بی تقوايی, گناه و خودپرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند, نسخه برداری کرد.
وقتی کارش تمام شد گدا, که ديگر مستی کمی از سرش پريده بود, چشمهايش را باز کرد و نقاشی پيش رويش را ديد, و با آميزه ای از شگفتی و اندوه گفت: "من اين تابلو را قبلاً ديده ام!" داوينچی شگفت زده پرسيد: کی؟! گدا گفت: سه سال قبل, پيش از آنکه همه چيزم را از دست بدهم. موقعی که در يک گروه همسرايی آواز می خواندم , زندگی پراز روًيايی داشتم, هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهرة عيسی بشوم!."
”می توان گفت: نيکی و بدی دورروي يك سكه هستند ؛ همه چيز به اين بسته است که هر کدام کی سر راه انسان قرار بگيرند.”
مطالب دوستان :سحر/ از خاطرات پروفسور حسابی
تعدادی مطلب از طرف دوستان به دستم رسیده که با توجه به محتوا و موضوع هر چند وقت یک بار یکی یا ۲ تا از اونها رو می ذارم توی وبلاگ.(آخه موضوع بعضی از اونها شبیه همه.)
خوشحالم که در بین دوستان فیزیکی چنین دیدهای باز و متفاوتی وجود داره.
من که خیلی استفاده می کنم.
پروفسور حسابی چند نظریه مهم در علم فیزیک داشتند که مهم ترین و آخرین آن ها نظریه بی نهایت بودن ذرات بود . در این ارتباط با چندین دانشمند اروپایی مکاتبه و ملاقات می کنند و همه آن ها توصیه می کنند که بهتر است که به طور مستقیم با دفتر پروفسور اینشتن تماس بگیرد ...
مطالب دوستان :محبوبه شاهوردی/ لباس های کثیف
اگر کسی مطلب علمی و یا درمورد دانشمندان فیزیک داره حتما برام بفرسته.![]()
مطلب زیر رو محبوبه فرستاده:
زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبابکشی کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایهاش درحال آویزان کردن رختهای شسته است و گفت:
«لباسها چندان تمیز نیست. انگار نمیداند چطور لباس بشوید. احتمالآ باید پودر لباسشویی بهتری بخرد.»
همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت.
هربار که زن همسایه لباسهای شستهاش را برای خشک شدن آویزان میکرد زن جوان همان حرف را تکرار میکرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباسهای تمیز روی بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت:
«یاد گرفته چطور لباس بشوید. ماندهام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده!»
مرد پاسخ داد: «من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجرههایمان را تمیز کردم!»
زندگی هم همینطور است.. وقتی که رفتار دیگران را مشاهده میکنیم، آنچه میبینیم به درجه شفافیت پنجرهای که از آن مشغول نگاه کردن هستیم بستگی دارد. قبل از هرگونه انتقادی، بد نیست توجه کنیم به اینکه خود در آن لحظه چه ذهنیتی داریم و از خودمان بپرسیم آیا آمادگی آن را داریم که بهجای قضاوت کردن فردی که میبینیم درپی دیدن جنبههای مثبت او باشیم؟
A.Sekhavatpour
مرغ دل
قدحی درکش و سرخوش به تماشابخرام تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد
مژدگانی بده ای خلوتی نافه گشای که زصحرای ختن آهوی مشکین آمد
گریه آبی به رخ سوختگان باز آورد ناله فریادرس عاشق مسکین آمد
مرغ دل باز هوادار کمان ابرویی است ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد
ساقیا می بده وغم مخورازدشمن ودوست که بکام دل ما آن بشد و این این آمد
رسم بد عهدی ایام چو دید ابر بهار گریه اش برسمن وسنبل ونسرین آمد
چون صبا گفته ی حافظ بشنید از بلبل عنبر افشان به تماشای ریاحین آمد
فلسفه وجودی این غزل توی وبلاگ اینه که قراره از این به بعد اگه شما هم موافق باشید هر هفته رو با حافظ شروع کنیم تا هم حال وهوای وبلاگمون رنگ و بوی تازه ای بگیره و هم هفته رو با انرژی بیشتری شروع کنیم
بچه ها هم که اکثرا اهل دل اند....
تعابیر خودتون از این فال رو حتما بنویسید مخصوصا کسانی که ادبیات قوی دارند(خانم میر حسینی-آقای طراق و آقای حسن زاده)
نویسنده:الناز بکاییان
بحث آزاد
در این قسمت می تونید در مورد هر چی دوست دارید صحبت کنید (البته موکدا تاکید می کنم با حفظ قوانین وبلاگمون که در بخش های قبل گفتم) وگرنه دیگه از این بخش ها نخواهیم داشت!![]()
![]()
راستی ورود صبا علوی و رضا مرندی رو خوش آمد میگم . خوشحالم که تعداد دوستانی که به جمع ما پیوسته اند روز به روز بیشتر میشه.![]()
استاد هفته5
درس:تکنیک خلا-جامد۱-جامد۲-قطعات-زبان تخصصی-پروژه
تکیه کلام:برای ما-برای شما-هیچ(اچ)
ویژگی های ظاهری:تقریبا قد بلند(نسبت به بقیه استادها)-موی کم -تن صدای بسیار پایین-چهره ی بی تفاوت
و...
ویژگی های اخلاقی:جدی
-کمی سرد ولی مهربان-اطلاعات علمی بالا
-کم تحرک و...
شماهم اگه نظر ویا خاطره ای از ایشون دارید بنویسید...
دانشجوی هفته5
بله درست حدس زدید.........خانم.......
اعظم حسنلو
عنوان ترین:خوش خواب ترین
ساکن:شهر قدس(کرج) متولد؟؟؟؟؟(خودش اگه دوست داره بگه تا براش کادو بفرستیم)
ویژگی های اخلاقی:بسیار بسیار خوش خواب![]()
![]()
با مزه و کمی شیطون-گرم و صمیمی-
کمی بی خیال......
خوب بسه دیگه...بقیه شو شما بگید![]()
اگه خاطره ای از اعظم خانم دارید بگید
همکار جدید
راستش قراره از این به بعد منم (الناز بکاییان)توی نوشتن مطالب به ناهید خانوم کمک کنم.البته ببخشید یه دفعه و بدون مقدمه پریدم وسط
...خواستم ببینم وبلاگ واسه منم درست کار میکنه....
ان شاالله از این هفته با مطالب جدید در خدمتتونم .منو از نظراتتون بی نصیب نذارید...
در ضمن منم ورود اعضای جدیدو خوشامد میگم.
ابراز تاسف
این کار شما باعث می شه خیلی ها از همکاری در وبلاگ خودداری کنند. یادتون نره که هدف از این وبلاگ چی بود...![]()
بیایید با هم دوست باشیم. اینجا مکانی برای تمرین برخورد اجتماعی مناسب در عین اختلاف نظر است.
هر چي هم تا حالا نوشته بوديد پاك كردم .
محیط دوستانه
اول: ورود دوستان عزیز: لیلا گلشنی،زهرا میرحسینی،امیر طراق ،مسعود گروسیان و ... رو خوش آمد میگم.![]()
دوم : این وبلاگ صرفا به دلیل ایجاد محیطی دوستانه که یادآور ۴ سال زندگی دانشجوییمون به وجود اومده و از همه ی دوستان تقاضا دارم کدورت ها ی شخصی رو کنار بگذارید
و از گفتن حرف های بچگانه و به دور از صمیمیت خودداری کنید.![]()
![]()
سوم : از دوستانی که با نام مستعار مطلب می نویسند تقاضا دارم با اسم خودشون پیغام بگذارند وگرنه از این به بعد پیغام آنها پاک می شود.اگر شما خودتون رو دوست ما می دونید پس دوستانه برخورد کنید.![]()
چهارم : در این وبلاگ بحث سیاسی ممنوع است!![]()
مطالب دوستان :مریم صادقی
به: شما
تاريخ : امروز
از: رئيس
موضوع : خودت
عطف به : زندگي
من خدا هستم.
امروز من همه مشكلاتت را اداره ميكنم .
لطفا به خاطر داشته باش كه من به كمك تو نياز ندارم.
اگر در زندگي وضعيتي برايت پيش آيد كه قادر به اداره كردن آن نيستي براي رفع كردن آن تلاش نكن .
آنرا در صندوق ( چيزي براي خدا تا انجام دهد ) بگذار .
همه چيز انجام خواهد شد ولي در زمان مورد نظر من ، نه تو .
وقتي كه مطلبي را در صندوق من گذاشتي ، همواره با اضطراب دنبال (پيگيري) نكن .
در عوض روي تمام چيزهاي عالي و شگفت انگيزي كه الان درزندگي ات وجود دارد تمركز کن .
نااميد نشو ، توي دنيا مردمي هستند كه رانندگي براي آنها يك امتياز بزرگ است.
شايد يك روز بد در محل كارت داشته باشي : به مردي فكر كن كه سالهاست بيکار است و شغلي ندارد
ممكنه غصه زودگذر بودن تعطيلات آخر هفته را بخوري : به زني فكر كن كه با تنگدستي
وحشتناكي روزي دوازده ساعت ، هفت روز هفته را كار ميكند تا فقط شكم فرزندانش را سير كند
وقتي كه روابط تو رو به تيرگي و بدي ميگذارد و دچار ياس ميشوي : به انساني فكر كن كه هرگز طعم دوست داشتن و مورد محبت واقع شدن را نچشيده
وقتي ماشينت خراب ميشود و تو مجبوري براي يافتن كمك مايلها پياده بروي : به معلولي فكر كن كه دوست دارد يكبار فرصت راه رفتن داشته باشد
ممكنه احساس بيهودگي كني و فكر كني كه اصلا براي چي زندگي ميكني و بپرسي هدف من چيه ؟ شكر گذار باش . در اينجا كساني هستند كه عمرشان آنقدر كوتاه بوده كه فرصت كافي براي زندگي كردن نداشتند
وقتي متوجه موهات كه تازه خاكستري شده در آينه ميشي : به بيمار سرطاني فكر كن كه آرزو دارد كاش مويي داشت تا به آن رسيدگي كند.
مطالب دوستان :مهدی شوکتی/عشق
عشق لذتی مثبت است که موضوع آن زیبایی است ، همچنین احساسی عمیق، علاقهای لطیف و یا جاذبهای شدید است که محدودیتی در موجودات و مفاهیم ندارد و میتواند در حوزههایی غیر قابل تصور ظهور کند.عشق و احساس شدید دوست داشتن میتواند بسیار متنوع باشد و میتواند علایق بسیاری را شامل شود.در بعضی از مواقع، عشق بیش از حد به چیزی میتواند شکلی تند و غیر عادی به خود بگیرد که گاه زیان آور و خطرناک است و گاه احساس شادی و خوشبختی میبخشد...
مطالب دوستان :سحر/ متن ادبی
قول نداده زندگی همیشه به کامت باشه
خدا روزهای بی غصه و شادی های بدون غم و سلامت بدون درد رو هم قول نداده
خدا ساحل بی طوفان، آفتاب بی بارون و خنده های همیشگی رو قول نداده
خدا قول نداده که تو رنج و وسوسه و اندوه رو تجربه نکنی
خدا جاده های آسون و هموار، سفرهای بی معطلی رو قول نداده
قول نداده کوه ها بدون صخره باشن و شیب نداشته باشن
رود خونه ها گل آلود و عمیق نباشن
قول داده ؟
ولی خدا رسیدن یه روز خوب رو قول داده
خدا روزی روزانه ، استراحت بعد از هرکار سخت و کمک تو کارها و عشق جاودان رو قول داده . عجب روزی می شه اون روز
پس ناملایمات زندگی رو شکر بگو و فقط از خودش کمک بگیر که اوجاودانه است و بس
ناامیدی مثل جاده ای پر دست اندازه که از سرعت کم می کنه
اما همین دست انداز نوید یه جاده صاف و وسیع رو بهت می ده
زیاد تو دست انداز نمون
وقتی حس کردی به اون چیزی که می خواستی نرسیدی خدا رو شکر کن چون اون می خواد تو یه زمان مناسب ترا غافلگیرت کنه و یه چیزی فراتر از خواسته الانت بهت بده
هیچ وقت یه دوست قدیمی رو ترک نکن چرا که عمرا بتونی کسی رو پیدا کنی که بتونه جای اونو تو قلبت بگیره
سلام
می خوام برای چندمین بار در مورد فرستادن مطالب چند نکته رو یادآوری کنم:![]()
۱.مطالبتون رو به ایمیل من :n_m200584@yahoo.com بفرستید تا با نام خودتون توی وبلاگ بذارم.
۲. اگه می خواهید نویسنده ی دایمی وبلاگ مثلا در زمینه ی متون ادبی باشید،به من اطلاع بدید تا کاری کنم که یک پسورد داشته باشید تا بتونید از طریق اون همیشه توی وبلاگ مطلب بذارید.
یه نکته ی مهم:اگر ایمیل ندارید در قسمت "نظر دهید" وبلاگ مطلبتون رو بذارید و روی قسمت نظر به طور خصوصی برای مدیر وباگ تیک بزنید تا مطلبتون برام بیاد.(قابل توجه الناز جونم)
فعلا خداحافظ تا بعد.![]()
استاد هفته4
استاد گنجعلي :
درس : فيزيك هسته اي ، كوانتوم 2 ، پروژه
ويزگي هاي ظاهري : موي كم پشت ، لاغر و ...
ويژگي هاي رفتاري : بسيار دودره ، خوش برخورد ، بامزه ، با بچه ها كنار مياد و ...
نظرات و خاطراتتون رو از استاد گنجعلي بنويسيد. ![]()
![]()
![]()

این وبلاگ متعلق به دانشجویان فیزیک 84 دانشگاه تربیت معلم تهران واحد کرج است.