فالنامه
بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه زیرا که که عرض شعبده با اهل راز کرد
ساقی بیا که شاهد رعنای صوفیان دیگر به جلوه آمد و آغاز ناز کرد
این مطرب از کجاست که ساز عراق ساخت و آهنگ بازگشت به راه حجاز کرد
ای دل بیا که ما به پناه خدا رویم زآنچ آستین کوته و دست دراز کرد
صنعت مکن که هرکه محبت نه راست باخت عشقش به روی دل در معنی فراز کرد
فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد
ای کبک خوش خرام کجا می روی بناز غره مشو که گربه زاهد نماز کرد
حافظ مکن ملامت رندان که در ازل
ما را خدا ز زهد ریا بی نیاز کرد
اگه اشعار زیبایی از بقیه شعرا دارید می تونید در بخش"نظر دهید"بنویسید تا همه بتونن استفاده کنن.
نویسنده:الناز بکاییان
این وبلاگ متعلق به دانشجویان فیزیک 84 دانشگاه تربیت معلم تهران واحد کرج است.