مطالب دوستان: عاطفه جوادزاده/ بازی با کلمات انگلیسی

Play with Words Tell One word with one of its meaning the other tell another word with the last letter of the first one.again with its meaning.

 سلام به دوستان . این یه تاپیک بازی با کلماته ولی به زبان انگلیسی. نفر اول یه کلمه می گه با یکی از معانی اون کلمه که به ذهنش می یاد (چون شما بهتر می دونید کلمه در زبان انگلیسی چندین معنا داره. پس ما به یکیش بسنده می کنیم ) نفر بعدی یک کلمه دیگه می گه که با حرف آخر کلمه قبلی شروع بشه . پس شروع کن

مطالب دوستان: محبوبه شاهوردی/ پرویز مشکاتیان

پرویز مشکاتیان،آهنگساز،در 54 سالگی درگذشت.

 شبکه جنبش راه سبز(جرس):پرویز مشكاتيان نوازنده و آهنگساز پيش از ظهر دوشنبه در سن 54 سالگي به دليل ايست قلبي در منزلش درگذشت.

 پرویز مشکاتیان متولد 24 ارديبهشت 1334 در نيشابور، آهنگساز، نوازنده سنتور، استاد دانشگاه و پژوهشگر موسيقي بود و کار هنریش خود را در شش سالگی با پدرش،حسن مشکاتیان که استاد سنتورنوازی و آشنا با ویولن و سه‌تار بود،آغاز کرده و پس از آن در سال 53 برای ادامه تحصیل وارد دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران شد.

مشکاتیان، ردیف میرزا عبدالله را نزد استاد نورعلی برومند و دکتر داریوش صفوت و مبانی موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، عبدالله دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن فراگرفت. مشکاتیان کار سنتورنوازی خود را به شیوهٔ رسمی در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی آغاز کرد و در این زمینه بسیار موفق کار کرد و کارهای بزرگ فراوانی را در زمینهٔ آهنگسازی وسنتورنوازی به ویژه تکنوازی انجام داد. وی در آزمون موسیقی باربد که به ابتکار استاد نورعلی برومند برگزار می‌شد، به همراه پشنگ کامکار مشترکاً جایگاه نخست را به دست آورد.

 او از سال 1356 همکاری با رادیو را زیر نظر هوشنگ ابتهاج آغاز کرد ولی پس از واقعه ۱۷شهریور ۱۳۵۷ از رادیو استعفا داد و مؤسسه چاووش را با همکاری هنرمندان گروه عارف و شیدا را تشکیل داد و پس از آن با همکاری شهرام ناظری، تصنیف «مرا عاشق» را بر روی شعر مولانا ساخت.

از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۷ با محمدرضا شجریان همکاری داشت که نتیجهٔ این همکاری، آثار ماندگاری چون بیداد، آستان جانان، سِرّ عشق، نوا و دستان بود. مشکاتیان همچنین با حسین علیزاده و محمدرضا لطفی و خوانندگانی چون علی جهاندار، ایرج بسطامی، علیرضا افتخاری، حمیدرضا نوربخش، علی رستمیان و شهرام ناظری همکاری کرد.

مشکاتیان از سال 84 کمتر فعالیت کرده و از آخرین کارهای او می توان به سرپرستی گروه عارف در کنسرت آذر ۱۳۸۶ اشاره کرد.مشکاتیان، کتاب‌های بسیاری نیز درباره موسیقی ایرانی تألیف کرده‌است .

 

موسیقی 1

سلام،

امروز شما را دعوت می‌کنم به دنیای زیبای موسیقی. چند قطعه آهنگ برای دانلود قرار دادم. برای اینکه این پست مناسب همه‌ی سلیقه‌ها باشه از سبک‌های مختلف موسیقی استفاده کردم.

۱. موسیقی اصیل ایرانی:

"نامه‌ی پر آرزو"  فرمت:wma / حجم: 3.27MB / مدت: 6:52   دانلود

توضیحات: از تصنیف‌های قدیمی و تقریباً نایاب استاد شجریان که در دستگاه شور اجرا شده.

"در جستجوی صلح"  فرمت:wma / حجم: 3.19MB / مدت: 13:19  دانلود

توضیحات: تک‌نوازی سنتور اجرای بهنام مناهجی در دستگاه همایون

2. موسیقی کلاسیک:

"رقص ماه" اثر کیتارو  فرمت:wma / حجم: 560KB / مدت: 3:44    دانلود

"ازدواج فیگارو" اثر موتزارت  فرمت:mp3 / حجم: 1.17MB / مدت: 2:07   دانلود

3. موسیقی راک:

"هتل کالیفرنیا"  اجرای گروه عقاب‌ها  فرمت:wma / حجم: 1.17MB / مدت: 7:11   دانلود

"هتل کالیفرنیا" اجرای  آنتونیو ونتورا فرناندز (بی‌کلام)  فرمت:mp3 / حجم:4MB / مدت: 3:07   دانلود

نوشته شده توسط مهدیه

مطالب دوستان: سحر سیف الهی/ وداع با رمضان

سلام،
نمي‌دونم از كجا شروع كنم،
از اينكه اين ماه با تمام رازهاي پنهانش،
با تمام سحرهاي زيبايش،
با تمام نجواهاي يا رب يا رب دلنلوازش،
با تمام الغوث الغوثهاي شبانه‌اش،
با تمام اللهم اسئلك دعاهاي سحريش،

و با تمام ...

برای خواندن بقیه متن به  ادامه مطلب مراجعه کنید
ادامه نوشته

استاد هفته15

استاد این هفته یکی از استادانی هستند که برسر تدریس ایشون حرف و حدیث های بسیاری است.

دکتر شهرام خسروی

درس: ریاضی فیزیک2، کوانتوم1 و 2، فیزیک جدید1 و 2، پروژه و ...

ویژگی های ظاهری: تپل، موی سفید که باعث می شه بیشتر از سنشون به نظر بیاند، چهره ای بامزه

ویژگی های رفتاری: شیطنت ، مهربانی، رابطه اش با دانشجویان خوب و ... (خب کمک کنید دیگه!)

حتما خاطرات زیادی از ایشون دارید، خب برای ما هم بنویسید.

فالنامه

خوشتر  از  فکر می و جام چه خواهد بودن                         تا   ببینیم  که سرانجام  چه  خواهد   بودن

غم  دل  چند  توان  خورد  که   ایام   نماند                          گو  نه  دل  باش و نه ایام چه خواهد  بودن

مرغ  کم حوصله را گو غم خود  خور که برو                          رحم  آنکس  که  نهد  دام  چه خواهد بودن

باده  خور  غم  مخور  و  پند مقلد  مینوش                           اعتبار    سخن   عام   چه   خواهد   بودن

دست رنج تو همان به که شود  صرف بکام                           دانی  آخر  که به  ناکام  چه  خواهد  بودن

پیر  میخانه  همی  خواند   معمایی   دوش                           از خط  جام  که  فرجام  چه  خواهد  بودن

بردم از ره دل حافظ بدف و چنگ و غزل

تا جزای  من  بدنام  چه خواهد  بودن

نویسنده : الناز بکائیان

دانشجوی هفته15

سلام

خدا رو شکر بالاخره این وبلاگ باز شد. آخه از دیشب هر کاری کردم باز نمی شد. همین الان هم به زور باز شده.

دانشجوی این هفته یکی از خانم های گرایش جامد است.

زهرا( ستاره) سعیدی

ساکن : تهران                متولد سال:(احتمالا)65

ویژگی های رفتاری: کم حرف، به موقع اش شیطون و ... (خب متاسفانه زیاد باهاش آشنایی ندارم، پس شما کمک کنید)

خاطرات خودتون رو از ستاره جان برای ما بنویسید.

بحث آزاد 6

سلام.

بحث آزاد جای خوبیه تا شما با هم به صحبت و تبادل نظر بپردازید.

توی این قسمت برای بهتر شدن وبلاگ پیشنهاد ارائه کنید.

راستی نظرسنجی گوشه ی صفحه عوض شده، حتما توی این بخش شرکت کنید

برای نظر سنجی بعدی سوال پیشنهاد کنید(البته نظرتون رو به صورت خصوصی برای من بفرستید)

راستی چرا فقط موقعی که نوبت خودتون و یا یکی از دوستان نزدیکتون میشه به وبلاگ سر می زنید؟! نشون بدید که سایر دوستان هم برای شما اهمیت دارند 

ممنون از همکاری تون

داستان آهنگر

لاینل واترمن داستان آهنگری را می‌گوید که پس از گذران جوانی پر شر و شور تصمیم گرفت روحش را وقف خدا کند. سال‌ها با علاقه کار کرد، به دیگران نیکی کرد، اما با تمام پرهیزگاری، در زندگی‌اش چیزی درست به نظر نمی‌آمد حتی مشکلاتش مدام بیشتر می‌شد.
یک روز عصر، دوستی که به دیدنش آمده بود و از وضعیت دشوارش مطلع شد، گفت: واقعاً عجیب است. درست بعد از این که تصمیم گرفته‌ای مرد خدا ترسی بشوی، زندگی‌ات بدتر شده. نمی‌خواهم ایمانت را ضعیف کنم اما با وجود تمام تلاش‌هایت در مسیر روحانی، هیچ چیز بهتر نشده.
آهنگر بلا فاصله پاسخ نداد. او هم بارها همین فکر را کرده بود و نمی فهمید چه بر سر زندگی‌‌اش آمده است. اما نمی‌خواست دوستش را بی‌پاسخ بگذارد، شروع کرد به حرف زدن و سرانجام پاسخی را که می‌خواست یافت. این پاسخ آهنگر بود:
- در این کارگاه فولاد خام برایم می‌آورند و باید از آن شمشیر بسازم. می‌دانی چطور این کار را می‌کنم؟ اول تکه‌ی فولاد را به اندازه‌ی جهنم حرارت می دهم تا سرخ شود. بعد با بی رحمی، سنگین ترین پتک را بر می‌دارم و پشت سر هم به آن ضربه می‌زنم تا این که فولاد شکلی را بگیرد که می‌خواهم. بعد آن را در ظرف آب سرد فرو می‌کنم و تمام این کارگاه را بخار آب می‌گیرد. فولاد به خاطر این تغییر ناگهانی دما، ناله می‌کند و رنج می برد. باید این کار را آن قدر تکرار کنم تا به شمشیر مورد نظرم دست بیابم. یک بار کافی نیست.
آهنگر مدتی سکوت کرد، سیگاری آتش روشن کرد و ادامه داد:
- گاهی فولادی که به دستم می رسد نمی‌تواند تاب این عملیات را بیاورد. حرارت، ضربات پتک و آب سرد تمامش را ترک می‌اندازد. می‌دانم که از این فولاد هرگز تیغه‌ی شمشیر مناسبی در نخواهد آمد.
باز مکث کرد و بعد ادامه داد:
- می‌دانم که خدا دارد مرا در آتش رنج فرو می‌برد. ضربات پتکی را که بر زندگی من وارد کرده، پذیرفته‌ام و گاهی به شدت احساس سرما می‌کنم، انگار فولادی باشم که از آبدیده شدن رنج می‌برد. اما تنها چیزی که می‌خواهم این است: خدای من، از کارت دست نکش، تا شکلی را که تو می‌خواهی، به خود بگیرم. با هر روشی که می‌پسندی، ادامه بده، هر مدت که لازم است، ادامه بده، اما هرگز مرا به کوه فولادهای بی‌فایده پرتاب نکن.

نوشته شده توسط مهدیه

مطالب دوستان: داود خوشدل/ داستاني بسيار زيبا و واقعي

در روز اول سال تحصيلى، خانم تامپسون معلّم كلاس پنجم دبستان وارد كلاس شد و پس از صحبت هاى اوليه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت كه همه آن ها را به يك اندازه دوست دارد و فرقى بين آنها قائل نيست. البته او دروغ مي گفت و چنين چيزى امكان نداشت. مخصوصاً اين كه...

برای خواندن ادامه ی این داستان زیبا به ادامه ی مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

فالنامه

ای   صبا   نکهتی   از   خاک   ره   یار   بیار                        ببر     اندوه   دل    و    مژده     دلدار    بیار

نکته     روح   فزا   از   دهن    دوست    بگو                        نامه  خوش   خبر   از   عالم    اسرار   بیار

تا  معطر   کنم  از  لطف  نسیم   تو   مشام                       شمه ای    از   نفخات   نفس    یار    بیار

به   وفای   تو   که   خاک   ره   آن   یار عزیز                       بی   غباری  که   پدید   آید   از  اغیار  بیار

گردی  از   رهگذر   دوست  به  کوری   رقیب                       بهر   آسایش    این    دیده    خونبار    بیار

خامی  و ساده دلی شیوه  جانبازان  نیست                      خبری    از    بر    آن     دلبر    عیار     بیار

شکر آن را که تو  در عشرتی  ای  مرغ چمن                       به   اسیران    قفس    مژده    گلزار    بیار

کام جان تلخ شد از صبر که کردم بی دوست                      عشوه ای   زان  لب  شیرین  شکر بار بیار

روزگاریست   که   دل   چهره   مقصود   ندید                       ساقیا    آن    قدح    آئینه      کردار     بیار

دلق حافظ به چه ارزد به می اش رنگین کن

وآنگهش  مست  و  خراب  از  سر  بازار  بیار

استاد هفته14

استاد این هفته یکی از محبوب ترین استادان گروه فیزیک هستند.تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

دکتر محمدحسین مجلس آرا

درس: ریاضی فیزیک1، کوانتوم2، اپتیک، اپتیک کاربردی، اسپکتروسکپی، پروژه و ...

ویژگی های ظاهری: سبزه، با نمک،هیکل و قد متوسط و...

ویژگی های رفتاری: کم صبر، فعالتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com، دانشجو دوست!تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com، شیطنت، تن صدای بلند، مهربان، محتاط و...

حتما خاطرات زیادی از ایشون به خصوص سر کلاس ریاضی فیزیک1 دارید، خب برای ما هم بنویسید.

دانشجوی هفته14

سلام، این هفته یه کم دیرتر دانشجوی این هفته رو اعلام کردم،آخه بازدید کننده ها کم شده اند.تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

دانشجوی این هفته یکی از آقایون گرایش اتمیتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com هستند.

رضا مرندی

ساکن : قم                متولد سال:(احتمالا)65

ویژگی های رفتاری: راستش زیاد با ایشون آشنایی ندارم.ولیتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com: مثبت، مذهبی، طرفدار سیاستتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com، کم حرفتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com، فکر کنم یه کم خجالتیتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com و...(از شما کمک می خوام)

خاطرات خودتون رو از آقای مرندی، برای ما بنویسید.تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

مطالب دوستان: سحر سیف الهی/ علی(ع)

من عاشق زندگی ام وبیزارم از دنیا
امام علی 

بیدار بود.
مثل همیشه، آرام و موقّر.
با دنیایی از حرفهای نگفته، که گاه در چاه «حیدر».
از نفاق و نافرمانیِ اهل کوفه چه‏ها که ندیده بود.
و حال، آسمان را می‏نگریست.
عاشقِ وعده حق بود. ناشکیب و بی‏قرار لحظه‏ها را طی می‏کرد. به دنبال خاطره‏ها به آن «دقایقِ پنهان کردن فاطمه، آن گُلِ نهان در خاک» می‏اندیشید.
به غریبی و داغ بی‏مادریِ فرزندانش بازگشت، به آن شب که فاطمه را تنها در نگاه مهتاب به خدا سپرد.
و از آن پس، خود به تنهایی، بارِ غمِ فاطمه و این امّت را به دوش کشید.
* * *
بار دیگر، خدا می‏خواست، نعمتی عظیم از زمین برگیرد.
خدایا، چه پرشتاب!
«لحظه‏ای تأمل، در این ثانیه‏های خراب از عشق، نعمتی‏ست.»
کاش هرگز آفتاب 19 رمضان طلوع نمی‏کرد.
کاش پای زمان می‏شکست.
کاش حداقل اشکی دردهای دل «علی» را می‏شست.
* * *
صدای مؤذن، فضای خواب کوفه را می‏شکافد. صدای پای باریدن، همراه با نوایی دل‏گداز می‏رسد. سفره منزل ایتام، از این پس، نانِ عشق به خود نمی‏بیند.
کوچه‏های لبریز از نامردمی و زخمِ دورنگی، به التماس می‏خواهند راهش را سدّ کنند.
کوچه‏ها فریاد برمی‏آورند؛ کوفه!
چرا کسی نمی‏میرد از این مردمِ دون.
چرا کسی زخمِ غریبی و بی‏فاطمه بودن این جوانمرد را نفهمید.
دارد می‏رود.
دیگر فرصتی نیست که به پایش بیفتید.
مردم کوفه!
از این پس، با این ننگ چه خواهید کرد. وای بر شما.
حتی مرغابیان خانه ام‏کلثوم نیز بی‏قرارند.
فریاد و صیحه می‏زنند.
علی‏جان! مولود کعبه! ارمغان بهشت!
به پروردگارت سوگند،
عدلِ کاملِ جهان، بی‏تو می‏میرد، مرو.
* * *
تیغهای آغشته به زهر، کاش شاهرگتان را می‏برید که صدای عدالت را، نشانه گرفته‏اید. کاش به خاطر نادانی و جهلتان دستانتان که آلوده به خون پاکِ خاندان مصطفی است، به زمینِ عدمِ می‏کوبیدتان، که اسوه شجاعت را نشانه گرفته‏اید.
سینه‏های لبریز از کفرتان، مأوای عذاب الهی باد که آتش رنج کودکان بی‏پناهِ شهر را بار دیگر افروختید. ننگتان باد نفرین‏شدگان که تا ابد روسیاهید.
* * *
قدم به مسجد می‏نهد. ذکرگویان. «لا حول و لا قوة الا باللّه‏ العلی العظیم» با آرامشی نگفتنی، آهنگ نماز می‏کند. در برابر حق می‏ایستد. با خضوع و نهایت شادمانی. دیگر در میان این مردمِ هزار چهره نخواهد بود.
به ابن‏ملجم می‏نگرد. به او می‏گوید که از قصد و نیت او بهتر از خود او آگاه است.
و می‏رود به محراب می‏ایستد.
طوفان جهل چه می‏کند. می‏وزد و شمشیر بر فرق عدالت فرود می‏آید.
درهای مسجد به هم می‏خورد. خروش از ملایک و آسمان برمی‏خیزد. باد سیاهی سر می‏گیرد و جبرئیل در میانِ زمین و آسمان فریاد می‏آورد:
«به خدا سوگند که درهم شکست ارکان هدایت و تاریک شد ستاره‏های علم و نبوت و برطرف شد نشانه‏های پرهیزکاری و گسیخته شد عروة‏الوثقای الهی و کشته شد پسر عم رسول‏اللّه‏ و شهید شد سید اوصیای الهی.»
* * *
فرزندان فاطمه و علی می‏رسند.
آن روز، رنج بی‏مادری و حال، درد بی‏پدری. پدر بزرگوارشان در محراب افتاده. در خون غلتیده و دیگر توان گذاردن نماز را هم ندارد.
از شدت زهر و زخم توان ندارد.
امام حسن، سرِ پدر را در آغوش می‏گیرد و می‏گوید
«ای پدر! پشت مرا شکستی»
و امام علی؛
ملایک را می‏بیند که بر غم عزیزان فاطمه چه ناشکیب می‏گریند.
و مولود کعبه؛ در آرامشی غریب می‏گوید:
«فزت و رب الکعبه»
به خدای کعبه رستگار شدم.

شهادت مولای متقیان حضرت علی (ع) تسلیت باد

مديريت زمان از ديدگاه حضرت علي(ع)

 * قلب خود را در اندوه گذشته مشغول مكن كه از آمادگي براي آينده درمي‌ماني .

* هر كس بايد ارزش ايام و روزهاي گرانقدر عمر خويش را بشناسد و از آماده شدن براي زندگي بهتر غافل نباشد.

* روزهاي عمر انسان سه گونه است : روزي كه بر شما گذشت و اميد به بازگشت آن نداريد و هر اثري كه مي‌خواست بر شما گذاشته است . روزي كه مانده و هم‌اكنون در آن هستي ، و روزي كه مي‌آيد و اطمينان به آمدن آن نيست .

*  ديروز پند است و امروز غنيمت و از فردا خبري نداري كه از آن كيست .

* زندگي انسان بر دو گونه مي‌گذرد ، روزي كه به نفع اوست و روزي ديگر كه به ضرر اوست پس وقتي به سود تو شد مغرور مباش و اگر منجر به ضرر شما گرديد شكيبايي پيشه كن و مأيوس مشو .

 نویسنده : الناز بکائیان

زندگی

 « زندگی همچون يک خانه شلوغ و پراثاث و درهم و برهم است و تو درآن غرق . اين تابلو را به ديوار اتاق

 مى زنى ، آن قاليچه را جلوی پلكان مى اندازى ، راهرو را جارو مى كنى ، مبل ها به هم ريخته است ،

 مهمان ها دارند مى رسند و هنوز لباس عوض نكرده اى ، در آشپزخانه واويلاست و هنوز هم كارهایت

 مانده است . يكی از مهمان ها كه الان مى آيد نكته بين و بهانه گير و حسود است و چهار چشمى همه

 چيز را مى پايد . از اين اتاق به آن اتاق سر مى كشى ، از حياط به توى هال مى پرى ، از پله ها به

 طبقه بالا می روى ، بر ميگردى ، پرده و قالى و سماور و گل و ميوه و چاى و شربت و شيرينى و حسن و

 حسين و مهين و شهين .......

غرق در همين كشمكش ها و گرفتاری ها و مشغوليات و خيالات مى روى و مى آيى و مى دوى و مى

 پرى كه ناگهان سر پيچ پلكان جلوت يک آينه است.

 از آن رد مشو...! لحظه اى همه چيز را رها كن ، خودت را خلاص كن ، بايست و با خودت روبرو شو ،

 نگاهش كن ، خوب نگاهش كن . او را مى شناسى ؟ دقيقاً ور اندازش كن . كوشش كن درست

 بشناسی اش ، درست بجايش آورى . فكر كن ببين اين همان است كه مى خواستى باشى ؟ اگر نه

 پس چه كسى و چه كارى فوری تر و مهم تر از اينكه همه اين مشغله هاى سرسام آور و پوچ و روزمره و

 تكرارى و زودگذر و تقليدى و بی دوام و بى قيمت را از دست و دوشت بريزى و به او بپردازى ، او را درست

 كنى ، فرصت كم است.

مگر عمر آدمى چند هزار سال است ؟!

چه زود هم مى گذرد،

مثل صفحات كتابى كه باد ورق مى زند،

آن هم كتاب كوچكى كه پنجاه، شصت صفحه بيشتر ندارد. »

دکتر علی شریعتی

نوشته شده توسط مهدیه

مطالب دوستان: احلام آل منیع/ اگر

·         اگر «می کاشتی»... نمی گفتی « ای کاشکی».

·         برای رسیدن به« جای خوش»... نباید« جا خوش» کرد.

·         اهل «تصمیم» باش ... شرایط آماده «تسلیم» است.

·         با« سرعت ودقت »...میتوان« مدال سبقت »گرفت.

·         حرکت کن« شاید ببازی»... حرکت نکنی« حتما می بازی!»

·         کسی که" دست به سیاه وسفید" نمی زند... "شطرنج باز" خوبی نیست!

·          از دیگران" یاد کن" تا" یاد بگیری".

·         "عقده"خودکم انگاری..."غده" بدخیمی است!

·         "تنها" شباهت انسانها این است که ... هر کس"شناسنامه خود را" دارد!

·         "شکست"خوردی" ...شکسته"نباشی!

·         "از جا کن"...تا "از جا کنده نشوی".

·         با "تعلل" تصمیم بگیر... تا با "تعجیل" تسلیم نشوی.

·         "هدف"را از"هوس"... تمییز دهیم.

·         شاید "نبردیم"... ولی هنوز "نمردیم".

·         اگر دیگران را "همراه" ساختی ... مسیر را "هموار" ساختی.

.          برای"پیشرفت"... باید مدام "پیش رفت".

فالنامه

میلاد کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (ع) مبارک.

بیا که ترک فلک  خوان  روزه  غارت  کرد                                هلال    عید   بدور   قدح    اشارت   کرد

ثواب   روزه  و   حج   قبول   آنکس   برد                                 که  خاک  میکده  عشق  را  زیارت  کرد

مقام  اصلی  ما  گوشه  خرابات   است                                 خداش خیر دهاد هر که این عمارت کرد

بهای باده چون  لعل چیست  باده  عقل                                 بیا که سود کسی برد کاین  تجارت کرد

نماز    در    خم   آن    ابروان     محرابی                                 کسی کند که به خون  جگر طهارت کرد

فغان که نرگس جماش شیخ شهر  امروز                                  نظر  بدرد کشان   از  سر  حقارت   کرد

بروی   یار   نظر   کن   ز دیده   منت  دار                                  که   کار   دیده   از   سر    بصارت   کرد

حدیث عشق ز حافظ شنو نه از واعظ

اگر  چه صنعت  بسیار  در عبارت  کرد

 

استاد هفته13

 استاد این هفته یکی از مسن ترین استادان گروه فیزیکمون ( ویا حتی ایران) است.

دکتر نعمت ا... گلستانیان

درس: الکترونیک 1 و 2 تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

ویژگی های ظاهری: قد بلند ، سبزه، موی سفید، عینک ، کت و شلوار، تن صدای بلند و...

ویژگی های رفتاری: خنده رو، پرحرف، خوش صحبت، (مثل پدربزرگ ها)، با تجربه، حافظه ی قوی تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com و... (تو هم یه چیزی بگو دیگه!)

حتما خاطرات زیادی از ایشون دارید، پس برای ما هم بنویسید.تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

دانشجوی هفته13

سلام. بابت تاخیرم عذر می خوام.تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

این هفته هم یکی از دوستان گرایش حالت جامد قراره مطرح بشه...تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

عفت خسروی

ساکن: گلستان                            سال تولد:(فکر کنم 66)

ویژگی های رفتاری: با محبت، حساس و دل نازکتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com، خانواده دوست، خوش رفتار و ... (نظر شما چیه؟)تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

لطفا مثل هفته های پیش خاطرات جالب خودتون از عفت را برای ما بنویسید.

فیزیک و قرآن

معجزات علمي قرآن در فیزیک(كيهان شناسي!)

 عمر دنيا  و زمين و انبساط آن (بيگ بنگ) -  سياه چاله ها و ستاره هاي نوتروني همگي گوشه اي از معجزات قرآن است!

 فیزیک وقرآن/نسبت عمر دنيا به عمر زمين:

 قرآن کریم سوره ي 50 (ق): آيه ي 38:

"ما آسمان ها و زمين و آنچه در ميان آنهاست در شش روز آفريديم و هيچ گونه رنج و سختي اي به ما نرسيد"

قرآن کریم سوره ي 41 (فصلت): آيه ي 9:

"بگو: آيا شما به آن كس كه زمين را در دو روز آفريد كافر هستيد و براي او همانندهايي قرار مي دهيد؟ او پروردگار جهانيان است!"

امروزه دانشمندان فیزیک با توجه به شواهد موجود عمر زمين را 4.5 ميليارد سال پيش بيني مي كنند.

اين در حالي است كه عمر دنيا 13.5 ميليارد سال برآورد شده است.

در قرآن آمده كه زمين در دو روز و دنيا در شش روز خلق شد. (عمر دنيا 3 برابر عمر زمين است)

 

ادامه نوشته

شعر دانشجویی/ اهل دانشگاهم

اهل دانشگاهم !

 روزگارم خوش نیست

ژتونی دارم ، خرده پولی ، سر سوزن هوشی

دوستانی دارم بهتر از شمر و یزید

دوستانی هم چون من مشروط

و اتاقی  که همین نزدیکی است ،پشت آن کوه بلند...

برای خواندن ادامه ی این شعر بامزه به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

داستان فیزیکی

فشارسنج و آسمان خراش

چگونه می توان با استفاده از يک فشارسنج ارتفاع يک آسمان خراش را اندازه گرفت؟

سوال بالا يکي از سوالات امتحان فيزيک در دانشگاه کپنهاگ بود.
يکی از دانشجويان چنين پاسخ داد: "به فشار سنج يک نخ بلند می بنديم. سپس فشارسنج را از بالای آسمان خراش طوری آويزان می کنيم که سرش به زمين بخورد. ارتفاع ساختمان مورد نظر برابر با طول طناب به اضافه‌ی طول فشارسنج خواهد بود."

اين پاسخ ابتكاری چنان استاد را خشمگين كرد كه دانشجو را رد كرد. دانشجو با پافشاری بر اينكه پاسخش درست است به نتيجه امتحان اعتراض كرد. دانشگاه يک داور مستقل را برای تصميم درباره اين موضوع تعيين كرد. داور دانشجو را خواست و به او شش دقيقه وقت داد تا راه حل مسئله را به طور شفاهی بيان كند تا معلوم شود كه با اصول اوليه فيزيک آشنايی دارد. دانشجو پنج دقيقه غرق تفكر ساكت نشست. داور به او يادآوری كرد كه وقتش در حال اتمام است. دانشجو پاسخ داد كه چندين پاسخ مناسب دارد اما ترديد دارد كدام را بگويد. وقتی به او اخطار كردند عجله كند چنين پاسخ داد:

"اول اينكه می‌توان فشارسنج را برد روی سقف آسمان‌خراش، آن را از لبه ساختمان پایين انداخت و مدت زمان رسيدن آن به زمين را اندازه گرفت. ارتفاع ساختمان مساوی يک دوم g ضربدر t به توان دو خواهد بود. اما بيچاره فشارسنج ."
"يا اگر هوا آفتابی باشد می‌توان فشارسنج را عمودی بر زمين گذاشت و طول سايه‌اش را اندازه گرفت. بعد طول سايه آسمان‌خراش را اندازه گرفت و سپس با يک تناسب ساده ارتفاع آسمان‌خراش را بدست آورد ."
"اما اگر بخواهيم خيلی علمی باشيم، می‌توان يک تكه نخ كوتاه به فشارسنج بست و آن را مثل يک پاندول به نوسان درآورد، نخست در سطح زمين و سپس روی سقف آسمان‌خراش. ارتفاع را از اختلاف نيروی جاذبه می‌توان محاسبه كرد : (T = 2 pi sqroot (l / g "
"يا اگر آسمان خراش پله اضطراری داشته باشد، می توانيم با استفاده از فشارسنج سطح بيرونی آن را علامت گذاری کرده و بالا برويم و سپس آنها را با هم جمع كنیم."
"البته اگر خيلی سخت گير و اصول گرا باشيد می‌توان از فشارسنج برای اندازه‌گيری فشار هوا در سقف و روی زمين استفاده كرد و اختلاف آن برحسب ميلی‌بار را به فوت تبديل كرد تا ارتفاع ساختمان بدست آيد."
"ولی چون هميشه ما را تشويق می‌كنند كه استقلال ذهنی را تمرين كنيم و از روش‌های علمی استفاده كنيم، بدون شک بهترين روش آن است كه در اتاق سرايدار را بزنيم و به او بگوييم: اگر ارتفاع اين ساختمان را به من بگويی يك فشارسنج نو و زيبا به تو می‌دهم ."
 
اين دانشجو كسی نبود جز نيلز بور، تنها دانماركی كه موفق شد جايزه نوبل در رشته فيزيک را دريافت كند.

نوشته شده توسط مهدیه
 

بحث آزاد 5

سلام

هفته ی پیش بخشی داشتیم تحت عنوان از شما چه خبر، توی متن اون قسمت نوشتم که  آخرین اخبار خودتون روبرامون بنویسید. از این به بعد توی بخش بحث آزاد این اخبار رو بنویسید.

از اون جایی که بحث آزاد طرفداران زیادی داره، طبق وعده ی قبلی هر از چند گاهی این بخش گذاشته میشه.

خب شروع کنید.

ورود هدا صادق بیگی رو به جمعمون خیر مقدم می گم.

فالنامه

بگرفت  کار  حسنت  چون   عشق  من   کمالی           خوش   باش   زانکه   نبود   این   هردو  راز  والی

در    وهم   می نگنجد    کاندر     تصور      عقل            آید    به    هیچ    معنی    زین   خوبتر    مثالی

شد  خط   عمر  حاصل  گر   زانکه   با   تو   مارا             هرگز   به   عمر    روزی   روزی     شود   وصالی

آن  دم  که  با  تو  باشم  یکسال  هست  روزی             وآن دم که بی تو باشم یک لحظه هست سالی

چون   من   خیال   رویت    جانا    بخواب   بینم             کز  خواب   می نبیند   چشمم  به  جز   خیالی

رحم   آر  بر    دل  من  کز    مهر    روی   خوبت             شد   شخص    ناتوانم   باریک    چون    هلالی

حافظ مکن شکایت گر وصل دوست خواهی

زین   بیشتر   بباید   بر    هجرت   احتمالی

استاد هفته12

استاد این هفته یکی از استادان خانم گروه فیزیک هستند.

خب معلومه ، راهنمایی از این بهتر می خواستی؟!

استاد فرزانه تفرشی

درس: ترمودینامیک ، آزمایشگاه هسته ای، آزمایشگاه فیزیک جدید ، آزمایشگاه اپتیک و...

ویژگی های ظاهری: چادری، قد بلند و ...

ویژگی های رفتاری: خنده رو، خوش برخورد، منظم، (راستش هر چی فکر می کنم چیز دیگه ای به ذهنم نمی رسه) خب شما هم کمک کنید دیگه!

یه کم فکر کن ببین چه خاطره ی جالبی از ایشون داری؟!

من واقعا خوابم میاد امشب مهمون داشتیم.هنوز نخوابیدم

دانشجوی هفته12

سلام بچه ها

این هفته نوبت یکی از دوستان خوب مون است که جدیدا هم خبرهای خوبی ازش به گوشمون رسیده.

بله درست حدس زدید!!!

سحر سیف الهی

ساکن: کرج                                متولد: ۳/۶/۶۶

ویژگی های رفتاری: شیطونتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com، با پشتکار قوی تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com، مهربان، نسبتا پایه  و ... (شما بگید)

خاطراتتون رو از سحر برای ما بنویسیدتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

از شما چه خبر؟

سلام دوستان عزیز،

حلا که بیشتر از ۲ ماه از تابستون می گذره، از خودتون بگید... توی این مدت چه کارهایی کرده اید؟تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

درس خوانده اید تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com مسافرت رفته ایدتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com؟ شغل مناسبی پیدا کرده اید؟ ازدواج کرده اید؟ و یا...؟

راستی حالا که به اعلام نتایج کنکور نزدیک می شیم، ازتون می خوام در صورت قبولی و یا حتی عدم قبولی توی این قسمت برای ما بنویسید که نتیجه چی شده و کدوم شهر،رشته و گرایش و حتی روزانه یا شبانه قبول شده اید. حتما همه ی بچه ها مشتاقند که از نتیجه ی زحمات شما با خبر بشند

از همکاریتون ممنونم 

به امید موفقیت و شنیدن خبر های خوب از همه بچه ها ی کلاس

مطالب دوستان: عاطفه جوادزاده/بازی با واژه ها

سلام

بچه ها این یه بازی جالبه که یه جور تست روانشناسی هم محسوب میشه!

مثلا من یه واژه رو می گم نفر بعدی یه واژه دیگه می گه که به اون واژه ربط داره یا چیزی که از اون واژه یادش می یاد

 حال یه مثال میزنم که کاملا متوجه بشین

مثلا نفراول: ورزش  

 نفر دوم : بسکتبال    

 نفر سوم: حلقه 

  نفر چهازم: انگشت و.....

خب حالا که متوجه شدین شروع کنید 

ای آزادی!

آزادی در کلام دکتر علی شریعتی

ای آزادی!
تو را دوست دارم، به تو نیازمندم، به تو عشق می‌ورزم، بی‌تو زندگی دشوار است، بی‌تو من هم نیستم، هستم، اما من نیستم، یک موجودی خواهم بود توخالی، پوک، سرگردان، بی‌امید، سرد، تلخ، بیزار، بدبین، کینه‌دار، عقده‌دار، بیتاب، بی‌روح، بی‌دل، بی‌روشنی، بی‌شیرینی، بی‌انتظار، بیهوده، منی بی تو یعنی هیچ!
 
ای آزادی!
من از ستم بیزارم، از بند بیزارم، از زنجیر بیزارم، از زندان بیزارم، از حکومت بیزارم، از باید بیزارم، از هر چه و هر که تو را در بند می‌کشد بیزارم.
 
ای آزادی!
چه زندان‌ها برایت کشیده‌ام! و چه زندان‌ها خواهم کشید، چه شکنجه‌ها تحمل کرده‌ام، و چه شکنجه‌ها تحمل خواهم کرد. اما خود را به استبداد نخواهم فروخت. من پرورده‌ی آزادی‌ام، استادم علی است، مرد بی‌بیم و بی‌ضعف و پر صبر، و پیشوایم مصدق، مرد آزاد، مردی که هفتاد سال برای آزادی نالید. با من هرچه کنند، جز در هوای تو دم نخواهم زد. اما، من به دانستن از تو نیازمندم، دریغ مکن، بگو هر لحظه کجایی، چه می‌کنی؟ تا بدانم آن لحظه کجا باشم، چه کنم؟
 
ای آزادی!
مرغک پر شکسته‌ی زیبای من، کاش می توانستم تو را از چنگ پاسداران وحشت، سازندگان شب و تاریکی و سرما، سازندگان دیوارها و مرزها و زندان‌ها و قلعه‌ها رهایت کنم، کاش قفست را می‌شکستم و در هوای پاک بی‌ابر بی‌غبار بامدادی پروازت می‌دادم، اما…دست‌های مرا نیز شکسته‌اند، زبانم را بریده‌اند، پاهایم را در غل و زنجیر کرده‌اند و چشمانم را نیز بسته‌اند.
 
ای آزادی!
مرا با تو سرشته‌اند. تو را در خویش، در آن صمیمی‌ترین و راستین‌ترین من خویش می‌یابم، احساس می‌کنم، عمق طعم تو را هر لحظه در خویش می‌چشم، بوی تو را همواره در فضای خلوت خویش می‌بویم، آوای زنگ‌دار و دل‌انگیزت را که به سایش بال‌های فرشته‌ای در دلِ ستاره ‌زیر آسمان شب‌های تابستان کویر می‌ماند، همواره می‌شنوم.
 
ای آزادی!
آنگاه که خدا کالبدم را ساخت، تو را ای آزادی بجای روح در من دمید، و بدین گونه با تو زنده شدم، با تو دم زدم، با تو به جنبش آمدم، با تو دیدم و گفتم و شنفتم و حس کردم و فهمیدم و اندیشیدم…و تو ای روح گرفتار من! می‌دانی، می‌دانی که در همه‌ی آفرینش چه نیازی دشوارتر و دیوانه‌تر از نیاز کالبدی است به روحش؟ اما … تو را که میر‌غضب‌های استبداد، و فراشان خلافت از من باز گرفتند و مرا به تنهایی دردمندم تبعید کردند و به زنجیر بستند، چگونه می‌توانند از یکدیگر بگسلند، که نگاه را از چشم باز نمی‌توانند گرفت و چشم را از نگاهش باز نمی‌توانند گرفت و من ای آزادی! با تو می‌بینم. 
 
ای آزادی!
کاش با تو زندگی می‌کردم، با تو جان می‌دادم، کاش در تو می‌دیدم، در تو دم می‌زدم، در تو می‌خفتم، بیدار می‌شدم، می‌نوشتم، می‌گفتم، حس می‌کردم، بودم.
 
ای آزادی!
به مهر تو پرورده‌ام، ای آزادی! قامت بلند و آزاد تو، مناره‌ی زیبای معبد من است. ای آزادی! کبوتران آزاد و رنگین تو، دوستان همراز و آشنای من‌اند، کبوتران صلح و آشتی‌اند، پیک‌های همه‌ی مژده‌ها و همه‌ی پیام‌های نوید و امید و نوازش من‌اند.
 
نوشته شده توسط مهدیه