همان طور كه حتما ميدونيد ، روز 4شنبه (3/4/88) ساعت 30/5 قرار بود همه ي بچه هاي كلاس روبروي پارك دانشگاه حاضر باشند و براي اولين و آخرين بار ديدار خصوصي و خودموني اي داشته باشيم.

كلا"، حدود 30-40 نفر از بچه ها اومدند و واقعا خوشحالم كه تعداد زياد بود،از همشون ممنونم. (اگه نيومدي بدون كه يكي از به ياد ماندني ترين روزاي دانشجويت رو ازدست  دادي) بعضي از بچه ها كه كار داشتند ، زودتر رفتند و بعضي ديرتر اومدند .ولي در كل همه چيز عالي و زيبا و به ياد ماندني بود. در اين مدت بچه ها از خاطرات گفتند و از احساسشون...

كلي دفتر خاطرات بين بچه ها پخش شد و همه در حال نوشتن يه دست خط و گذاشتن يه يادگاري براي هم بوديم.

بازي پانتوميم طبق معمول توسط دو گروه جامد و اتمي برگزار شد. (البته ديگه  گفتن نداره كه هميشه اتمي ها برنده هستند!!!)

برنامه ساعت 9 تموم شد ،  موقع خداحافظي يه چشم همه شوق فارغ التحصيلي و عبور از يه مرحله به مرحله ي بعد بود ، و يه چشم غم فراق وجدايي... (شاید هم از اینکه از شر یه سری ها راحت میشند، اشک شوق می ریختند)

و به اين ترتيب بود كه دوران دانشجويي ليسانس ما به پايان خود رسيد.

به اميد اين كه اين دوستي ها سال هاي سال ادامه داشته باشه